محمد بن سلامة القضاعي ( شارح : مجهول )

12

شهاب الأخبار ( شرح فارسى ) ( كلمات قصار پيامبر خاتم ص ) ( فارسى )

در حال شفا يافت و بياراميد گلهء گوسفند به مزد بدادند ، جماعت اصحاب خواستند كه قسمت كنند خداوند افسون منع كرد و گفت : بيا تا بنزديك مصطفى عليه السّلام رويم آن كنيم كه رسول عليه السّلام فرمايد ، چون بنزديك رسول عليه السّلام رفتند و حال باز گفتند رسول عليه السّلام فرمود كه : قسمت كنيد و مرا نيز نصيبى دهيد . اين خبر دليلست كه هر آنچه به مزد آموزيدن ستانند حلال باشد . 21 - الدّعاء هو العبادة . ( 1 ) گفت خواجه عبادتست دعا * در دعا كوش در مقام صفا دعاست كه عبادتست ؛ يعنى هر كه دعا كند بايد دعايش با تضرّع و زارى بود زيرا اصل هر عبادتى ترسكاريست . 22 - الدّين شين الدّين . ( 2 ) اهل دين راست وام عيب تمام * هر كه را هست وام شد بدنام يعنى وام عيب و عارست در دين . و مصطفى عليه السلام فرمود كه : عظيم‌ترين گناهى از پس كبائر آنست كه بندهء از دنيا برود و بر گردنش وام باشد و چيزى از او بنماند كه بوام دهند . و پيغمبر عليه السّلام فرمود كه : أعوذ باللَّه من الكفر و الدّين ؛ پس دين را با كفر برابر كرده ، و در عهد رسول عليه السّلام مردهء را بياوردند تا مصطفى عليه السّلام بر وى نماز كند رسول صلّى اللَّه عليه و آله پرسيد كه : اين را هيچ قرضى هست ؟ - گفتند : بلى ، رسول بر وى نماز نكرد تا أمير المؤمنين علىّ را عليه السّلام ضمان كرد كه آن قرض وى باز دهد ، چون امير المؤمنين عليه السّلام ضامن شد رسول عليه السّلام بر وى نماز كرد . 23 - التّدبير نصف العيش . ( 3 ) نيمهء عيش مرد تدبيرست * گرچه « 1 » تدبير ضدّ تقديرست تدبير كردن در آن چيز كه بدان زندگانى كند نيمهء معيشت است ؛ يعنى هر كه را

--> ( 1 ) در اصل : « گرز » .